مریم برام تعریف کرد که تازه اومده بود اینجا و خب طبیعی بود که زبانش لنگ میزده
یه روز میره توی کافی شاپ و میخواسته یکی از شیرینی ها رو به اسمHoney Cruller  سفارش بده اما هول میکنه میگه :Can I have a HONEYMOON?
 
میگفت پسره:
من :