مامان اومده بود پیشم و قرار بود یه ۸،۹ ماهی بمونه ، به خاطر همین تصمیم گرفت یه کلاس زبان بره
نزدیک های شب یلدا بود که یه روز از کلاس اومد خونه و گفت  امروز در مورد شب یلدا توضیح دادم
من: خوب چیا گفتی؟
مامان: گفتم طولانی ترین شب ساله، معمولا همه خانواده دور هم جمع میشن، آجیل میخوریم، هندوانه میخوریم، pregnancy  داریم!

من:

من:
>> مامان به جای کلمه pomegranate  گفته بود  pregnancy !