تارا یه عکس از بچگیش داره که من همیشه بهش میگفتم : تو این عکس مثل این بچه بد بخت های افغانی افتادی، من موندم خاله نوشین(مامانش) چرا این عکستو قاب کرده :دی
حالا تارا تعریف میکرد:
یه دفعه دوستم  با خواهرش و بچش اومدن خونمون، بعد تارا گفته مامان ببین سارا( بچه ) چقدر شبیهه بچگی منه؟
خاله نوشین: اره راست میگی، برو اون عکست که آذین همیشه میگه شبیهه افغانی هائی بیار ببینن چقدر شبیهین!!
تارا:
تارا میگفت حالا من هر چی میخواستم درستش کنم بگم نه بابا آذین میگفت شبیهه ژاپنی هام، میگفت مامانم ول کن نبود هی میگفت نه بابا گفت شبیهه افغانی هائی!!
دوست تارا: (احتمالا)