این سوتی مال  وقیته که من و پدرام با هم دوست بودیم و خیلی زیادددد  با مامانش رودرواسی داشتم.

پدرام همیشه میگفت باید توی قرمه سبزی سیب زمینی بریزی
من و روناک هم هیچ وقت حرفش رو باور نمیکردیم، همیشه میگفتیم آخه کی تو قرمه سبزی سیب زمینی میریزه!!این جمله رو هم همیشه با یه لحنی میگفتیم که یعنی آخه کدوم آدم عاقلی! 

خلاصه با روناک تصمیم گرفتیم یه دفعه  که مامان پدرام تلفن کرد ازش بپرسیم قضیه چیه !
من پای تلفن با مامان پدرام: (بعد از حال و احوال و اینا و مقدمات لازم برای رسیدن به بحث مورد نظر) آخه کی تو قرمه سبزیش سیب زمینی میریزه؟؟
مامان پدرام: من!
من:
من: لال بمیرم ایشالا (البته تو دلم اینو گفتم )
پدرام:
پدرام: حقت بود!