باز هم الیزا تعریف میکرد :
با یکی از هم دانشگاهی ها که یه کمی هم رودرواسی  داشتم،از دانشگاه به سمت خونه میومدیم
تو راه برای اینکه حرفی زده باشیم از من پرسید که خونتون کجاست،
من هم میخواستم بگم یه condominium هست خونمون، اما به جاش گفتم:
یه ک.ا.ن.د.و.م. هست، خونمون اون جاست!!!
پسره:
الیزا :
توی مترو تا دم خونه فکر میکردم که این جمله من یه جوری بود،کجاش مشکل داشت؟
یهو وسط مترو زدم تو سرم: ای وای این چی بود من به پسر مردم گفتم آخه!!